
نامه اعتراضی سعید ملک پور از زندان حرف و حدیث هایی رو به دنبال داشت..(سعید ملک پور در مهر ماه سال 87 توسط تیم سایبری سپاه پاسداران در پرونده ی موسوم به «مضلین 2″ دستگیر شد) بشخصه موافق وجود سایت هایی با مطالب این چنینی(بخوانید پورنو) نیستم .. با مجازات این چنین اشخاصی اگر مطابق با قانون و حقوق انسانی ( اصولا تا حالا دیگه فهمیدیم که این جا انسان «بخصوص در زندان» به کسی اطلاق می شود که موافق عقاید زندانبانان و بازجو – کارشناسان مهربان باشد.. وگرنه نه بنی آدم بلکه در رسته بزغاله ها و گوساله ها قرار می گیرد..)باشد هم مشکلی ندارم..(دلایل خاص خودم را دارم ) .. در این تاپیک هم قصد پرداختن به متن نامه -که متاسفانه بسی مایه شرم نظام خواهد بود در صورت اثبات صحت،ندارم ..فقط چند نکته …
1-به این دو مطلب توجه فرمایید:
–»سعید ملک پور مدیر شبکه بزرگترین سایت های مستهجن، ضددین و ضد امنیت فارسیزبان به نام ایران س *ک *س و حامی فنی و مالی سایت xpersia.com و biaclip.net و shahvatsara.com مي باشد. (گزارش مربوط به شبکه مضلین 2 – سایت گرداب)»
–»تیم رصد سایبری سپاه اعلام کرده است که تنها یکی از سایتهای غیر اخلاقی اینترنت ،روزانه بیش از ۲۵ هزار بار از سوی ایرانیان بازدید شده است.»
آقای ملک پور می دانسته کجا سرمایه گذاری مالی کند .. از بازار تقاضایش مطمئن بوده!!
2- تشکیل تیم سایبری سپاه برای رسیدگی به این گونه امور و تصویب طرح ازدواج موقت در مجلس اعترافی غیر مستقیم به هشداری است که سال ها کارشناسان امر به آن تاکید می ورزیدند – افزایش آمار فساد در نظامی که قرار بود امت به اجبار به بهشت رانده شوند..
اشاره من به آن 25000 امت بازدید کننده نیست ..اشاره من به امت در خیابان ، در دانشگاه ، به کلیپ های موبایل های این امت و به خود دنیای حقیقی امتی بزرگ به اندازه ایران است ..در دنیای حقیقی بحث 25000 نفر کمال آرزو و آرمانگرایی ست.. این جا رقم ها میلیونی می شود ..این جا یعنی همین مملکت اسلامی .. همین مملکتی که ولی فقیه دارد.. قم دارد .. حزب الله و بسیج دارد.. اصلاح طلب و اصولگرایش دم از دین می زنند.. همه ادعای دین داری دارند .. دم از مدیرت جهانی می زنند.. و آن وقت این شد محصولش..!!
پذیرفتن ناکارآمدی و قبول اشتباه گام مهمی در جهت اصلاح است (چه از جانب دولت مردان چه خود مردم )..گامی که شاید کمک به حل ریشه ها کند.. اگر بازار تقاضای سایت هایی این چنینی خوب است ..گناه از سعید ملک پورها نیست .. دستگیری سعید ملک پورها – بدون بررسی ریشه ها – به نظر پاک کردن صورت مساله می رسد..
3- وقتی صحبت منطقی و با حفظ حریم از این مسائل در مدارس ،دانشگاه ها و خانواده ها یک تابو است وقتی بخش نامه ی به دانشگاه ها می رسد که اردوی مختلط ممنوع .. باید منتظر این چنین واکنش هایی در بین اعضا جامعه بود .. تفریطی که افراطی در پی دارد..
کاش مسئولین نظام همان قدر که به دستگیری و اعتراف گیری از متهمین این گونه پرونده ها بها می دهند به همان اندازه به رشد فرهنگ کتابخوانی ، ورزش ،برگزاری کنسرت و میتینگ ها بها بدهند و البته رسانه هایی بهتر (مثلا با 20 :30 بیشتر
)..کاش بفهمند تمام سلیقه ها را نمی توان با مسجد و ادعیه و راهیان نور و حاج منصور و علم الهدی اغنا کرد..(البته در نظر بگیرید در جامعه ی زندگی می کنیم که فرزندان نظام در فرزندان بسیجی و انقلابی خلاصه می شوند )
خودم می دونم فعلا دسترسی به این» ای کاش ها «مقدور نمی باشد..فعلا مسئولین زحمت بکشند وضعیت خیابان ها را کمی مدیریت کنند ممنون خواهیم شد..
پی نوشت:
*طرح ازدواج موقت بدون پیش زمینه سازی فرهنگی ، طرحی در راستای منفعت طلبی و کام جویی بیشتر جامعه ذکور به نظر می رسد.. گرچه هدفش این هم نباشد..
*عکس سرچ می کردم.. نتایج پیشنهادی گوگل بسیار دیدنی بود..
* پیشنهاد می کنم لینک های مرتبط را در این جا و این جا بخوانید ..
دستهبندیشده در: گذشته نچندان دور
یکی از خصوصیت های حکومت اسلامی سرپوش گذاشتنه.. ینی تقیه در سایز بزرگش.
ازون علیرضا شیرازی مزدور هم بیشتر از این انتظار نمی رفت. در لو دادن سرسپردگی و حرام خوری خودش هیچ ابایی نداره. ترجیح میدم با یکی از شکنجه گرهای اوین توی یه سلول باشم اما با این جانور چندش توی یه اتاق محبوس نشم.
فکر کنم شکنجه گر اوین هم تمایلی به شکنجه تو نشون نده:-) پدرشو در میاری..
Hi
Happy New Year.
فیلتری باز!!
باعرض پوزش از خانم محترم نویسنده !
شما در مودبانه ترین شکلش یک …… رسانه ای هستید. چه معنی دارد دختر در رابطه با این مسائل اظهار نظر کند. .وظیفه خانمها در رابطه با این قبیل مسائل طبق موازین شرع مبین اسلام فقط تبعیت است. دختر در بهترین حالت در وقتی در خانه پدر است ملک طلق پدر و وقتی در خانه شوهر است مملوک مطلق شوهر خویش است.(مثل بقیه دارایی های مرد). خواهش می کنم شما که مدعی پیروی از اسلامید لااقل پا را از گلیم شرع مورد ادعایتان فراتر نگذارید. جایگاه مرد در مقام «شوهری» آنقدر در نزد پروردگار عظیم است که حتی اجازه تنبیه بدنی زن سرکش را نه تنها مجاز می داند بلکه تجویز می کند.(نساء 34). وبگردی و چرخیدن در این قبیل سایتهایی که می فرمایید قبح این مسائل را در نزد شما ریخته است. شرم پیشه کنید و به عنوان یک زن مسلمان به اصلتان برگردید.
چون مودبانه!!! توهین فرموده بودید حذف کردم(قانون وبلاگمه)نفهمیدم شوخی(از نوع چندش آورش) کردید یا جدی فرمودید اینا رو؟!
با پیش فرض جدی بودن یعنی حضرت زهرا «مملوک مطلق» حضرت علی محسوب می شدند؟
در ضمن اصولا وقتم با ارزش تر از اینه که به این طور سایت ها سر بزنم…
اینها را جدی نگفتم ولی شوخی هم نیست و در اسلام تقریبا این قاعده صدق می کند. شاهد مثال اگر بخواهید زیاد دارم بیاورم. ضمنا بخاطر آن کلمه اگر ناراحت شدید معذرت می خواهم.
سلام
1- با یه نام بیان این جا (چون آی پیتون ثبت می شه)
2- عذر خواهی تان را می پذیرم اما گیریم تمام مطالب مورد ادعای شما در اسلام صحیح … چه ربطی دارد من درباره یک معضل جامعه بنویسم (درست و اشتباهش را بگذریم که می شود به آن نقد کرد و استقبال می کنم) بعد شما بیایید به من تهمت …. گری بزنید؟! طبق قوانین اسلام بر زبان اوردن مترادف اون کلمه (دقت بفرمایید)بر زبان اوردنش مجازات دارد..چه رسد به تهمت آن به دیگری ..زن بودن من دلیلی برای ننوشتن از یک معضلی که به شدت به زنان مربوط است ،می شود؟تا وقتی فکر کنیم بحث بر سر این گونه معضلات نشان بی شرمی است همین اوضاع را خواهیم داشت..
3- کدام اسلام مد نظر شماست؟! این که اجازه تنبیه زن به مرد داده شده در چه شرایطی است؟!چگونه است؟شدت و حدتش چقدر است؟!باید شعور زن دوران جاهلیت را که به برخی صفات مشهور بودند با زن ایرانی هزاره سوم برابر دانست؟! این جا زمان مطرح نیست؟!و این که فرمودید زن در حد دارایی مرد است کجای اسلام مطرح شده؟!یعنی الان من جز دارایی پدرم هستم که می تواند مرا بفروشد؟!(منظورتان کالاست دیگه؟!)دقیقا با سند بفرمایید از کجای اسلام چنین برداشتی فرمودید؟! از برابر تکرار کردن واژه زن و مرد در قرآن؟! از احترام و تکریمی که ائمه در برابر زنان داشتند؟!از آیات متعددد قران در وصف زنانی همچون آسیه و مریم.. خوش بختانه بیش از 100 سال می شود که فلاسفه مسلمان و روشنفکران غرب هم به این نتیجه رسیدند که زن را هم می شود انسان فرض کرد..بسیار خوش حال خواهم شد مثال هایتان را با ذکر سند بیاورید..
در مورد گروه مضلین به نظرم کار بسیار بزرگی صورت گرفت وای کاش سپاه به جای خیلی از فعالیت هایش کمی از این دست کارها انجام دهد. به شخصه تغییر محسوسی از این نظر در اینترنت دیدم.
اما در مورد بقیه مطلبتان :
برخورد با این سایت ها گام اول است. به طور کلی اگر قرار است ما جوان ها را به سمت عفت و نیز ازدواج دائم و بهنگام سوق دهیم باید اول عوامل تحریک را کم کنیم. در جامعه ما تحریک آزاد است ولی ارضا کاملآ مشکل و بلکه غیر ممکن است که در نتیجه آن به سمت فساد اخلاقی پیش می رویم.
گام دوم ایجاد بستر فرهنگی برا ازدواج دائم است.(روی دائم بودن تأکید دارم). گام سوم رفع مشکل مسکن است. رفع مشکل مسکن صرفاً به معنی ساخت و ساز نیست بلکه بیشتر در حوزه پشتیبانی صورت می گیرد.
نسل امروز ما دو مشکل اصلی دارد.
1. کم ورزش می کند 2. کم مطالعه می کند
توجهات شما را هم کاملاً قبول دارم.
در مورد علی:
بهتر است در مورد نگاه به زن و شوهر تجدید نظر فرمایید و اسلام را از منظر محبت ، مودت و در یک کلام معروف(و عاشروهن بالمعروف) مطالعه کنید.
سلام.. با توصیف شما از جامعه موافقم اما برچیده شدن این گونه سایت ها را نه الویت و گام اول بلکه اقدامی تکمیلی در کنار پرداختن به ریشه ها می دانم.. مطمئن هستم سعید ملک پور ها فراوانند.. به نظر شما با برچیده شدن این گونه سایت ها یا طرح تذکر و دستگیری به دختران و پسران بد حجاب تا چه حدی آمار تحریکات در جامعه کاسته شد؟! چقدر کمک به اصلاح فساد اخلاقی موجود در بطن جامعه کرد؟!
متاسفانه کم ورزش کردن جامعه ایرانی (بالاخص جوانان) آسیب های جدی را در پی دارد.. و یکی از نتایج این کمبود فساد اخلاقی است.. من نقدم به ارگان هایی مانند سپاه که این روزها همه جا رد پایشان دیده می شود این است»چرا در این گونه حوزه ها وارد که نمی شوند -هیچ- همیشه سدی برای اجرای صحیح این گونه اقدامات نیز بوده اند..
به بیمار بودن جامعه اعتقاد راسخ دارم.. بیمار درمان می طلبد ..نه اجبار ..نه تهدید و نه ترس
جناب حامد خان نادری راد!
قبل از این که بخواهی جواب من را بدهی اینها را بخوان و کمی تعمق کن بعد اگر خواستی جواب بده. البته اینها مشتی است نمونه خروار و نمونه هایی است که فقط به عنوان مثال می آورم.
1- در اسلام دیه مرد دو برابر زن است و به گونه ای است که دیه کامل یک زن مسلمان برابر با دیه یکی از اعضای بدن مرد است (از ذکر نام آن عضو معذورم).
2- احکام تصرف کنیز در اسلام را بخوانید. (اگر در جنگ مرد مسلمانی طرف مقابل را گیر بیاورد می تواند هر بلایی-از آن بلا ها- خواست سرش بیاورد و حلال حلال هم هست! البته بعد باید آزادش کند اما چه فایده…)
3- در اسلام مرد(شوهر) در مقابل نفقه ای که به زنش می دهد حقیقتا تا حد زیادی مالک اوست یعنی مرد اگر نفقه داد، زن حتی اگر آمادگی روحی هم نداشته باشد باید هر زمان مرد اراده کرد نیازهای جسمی او را برآورده کند.(احکام نشوز را بخوانید) در حالی که این عمل در کشورهای متمدن دنیا در حال حاضر مجازاتی مانند تعرض به عنف دارد. در حالی که در صورت نپرداختن نفقه تمکین هم ساقط می شود. ببینید روابط چقدر نازل تعریف شده است. نفقه می پردازی خدمت دریافت می کنی!
4- هم در سنت پیامبر اسلام و هم در نصوص اسلامی احکام بسیار خشن و غیر انسانی درباره زنان وجود دارد.(نمونه آیه بالا و احکام ارث و دیات و قصاص و غیره) البته سعی می شود با تفسیر و مصادره به مطلوب نصوص اسلامی این مطالب رفع و رجوع شود.
نتیجه: مراجعه به متون اسلامی شما را به جایی می رساند که هر تعداد احادیث را هم جعلی و ناصحیح بدانید تعداد خیلی زیادی احادیث صحیح پیدا می کنید که کاملا بر علیه نیمی از جمعیت بشر تنها به جرم اینکه زن هستند وجود دارد.و همین موضوع است که دید مردان مسلمان را نسبت به زنان کاملا ابزاری و نادرست نموده است. البته مردان مسلمان زیادی وجود دارند که رفتار درست و کاملا انسانی با همسران خود دارند ولی این منبعث از تعالیم اسلامی نیست و نتیجه دیدی است انسانی، که خود بر اثر تجربه به آن رسیده اند. البته خارج از انصاف است اگر وجود احادیثی در ارتباط با توصیه به سازش و زندگی مسالمت آمیز در اسلام را نادیده بگیریم که البته آن هم بیشتر ناظر بر زن است که سعی کند با شوهرش بسازد.(سری به دادگاههای خانواده بزنید) امروزه در حالی که زنان در جوامع غربی -که البته مدینه فاضله نیستند- به سمتهای بالای سیاسی و اجتماعی می رسند ولی در کشورهای اسلامی مانند ایران وزیر شدن یک زن داد و بیداد مراجع تقلید را به سقف آسمان می رساند در حالی که درباره بسیاری موارد دیگر لب از لب نمی جنبانند. سخن را با نقل قول از فردی روحانی به پایان می برم که در مجلسی می گفت «زنان نیمه عقلند» و به نهج ابلاغه استناد می کرد که بله… چنین و چنان. البته برای رفع و رجوع آن می گفت البته اگر عقل کافی ندارند ولی احساسات خیلی سرشاری دارند.(!) شما هم اگر خواستید دفاع کنید احادیث را برای بنده قطار نفرمایید.در این صورت بنده چندین برابر آن برایتان احادیث «صحیح» ضد زن و روایاتی از سنت پیامبر اسلام خواهم آورد. این احادیث را ما هم کم نشنیده ایم ولی اگر «وجه غالب» اسلام را بررسی کنید ضد زن و بلکه ضد بشر است و دفاع مسلمانان محترم بیشتر از ناحیه تعصب در ارتباط با دین منتشره در محدوده جغرافیایی است که در آن سکونت دارند و با آن رشد یافته و بزرگ شده اند.
کاش از همان ابتدا طوری کامنت می گذاشتید که سو تفاهم پیش نیاید.. با دیدن این کامنت من پی به منظورتان بردم!!فکر کردم از برادران ارزشی!! هستید..به هر حال عذر خواهی می کنم
پاسخ را بعهده خود جناب راد می گذارم..(اگر تمایل داشتند) اما بشخصه موافق نیستم که اسلام ضد زن و ضد بشر است .. مشکل مطابقت با زمان را دارد..متاسفانه مراجع مسلمان همیشه چند قرنی عقب تر از زمان خویشند(مثال فراوان است به قول شما)
در موردی که فرمودید تبصره هایی برای ان پیش بینی شده که متاسفانه جامعه ذکور مسلمان ترجیحا از دیدن این تبصره ها (اصل منفعت طلبی) صرف نظر می کنند..
با سلام من اولین باره به این وبلاگ میام این مطلبم اتفاقی خوندم با عرض معذرت باید بگم شما دارید کم لطفی میکنید لطفا در مورد نظراتی که میدید بیشتر مطاله کنید . حامد مسایلی رو که مطرح کردید جواب داد فقط ذکر یه نکته اینجا خالی از لطف نیست اینکه اواییلی که پیامبر دعوتشو علنی کرده بود تویه اون عصز جاهلیت به مردان مشرکی که میخواستن مسلمون فقط 6 نکته میگت که میشه گفت چکیده ی حرفاییه که اسلام زده یکیشون «احترام به همسر»بوده حالا شما تو عصر حقوق بشر این تهمتو به اسلام میزننین؟؟!! خیلی از این حکمایی که شما از دید اسلام نسبت به زن مطرح کردین شرایط زیادی داره تا اینکه به مرحله ی اجرا برسه
راستی این را هم ببینید بد نیست :
http://www.fararu.com/vdcjyhex.uqetxzsffu.html
لینک مطلب آقای شیرازی را در پی نوشت گذاشته بودم..
جناب علی :
گر چه از خواندن کامنت شما و توهین های فراوانی که به اسلام فرمودید ناراحتم، ترجیح می دهم به چند مورد کوچک اشاره کنم.
ببنید در باب خدمت که فرمودید مرد باید به همسرش در قبال کار منزل ، شیر دادن و بزرگ کردن بچه و هر کار کوچکی پول بدهد. یعنی در نگاه اسلامی هیچ کاری بر زن تکلیف نشده است. در همین نگاه مسئولیت تأمین معاش خانواده بر مرد تکلیف شده است و اگر از زیر آن شانه خالی کند امکان طلاق برای زن هست.
در همان آیه که برایتان آوردم اتفاقاً به مردان توصیه شده است که باید به نیکی با همسرتان رفتار کنید نه به زنان.
تمکین جنسی در مواقعی که خطری مترتب بر زن باشد بر او واجب نیست. در آیه ای که در مورد کتک زدن زن آوردید فرض اصلی اثبات بی عفتی زن در پیش قاضی است و باید با حکم قاضی باشد و سر خود پیگرد قانونی و دیه دارد.
در احکام دیه و قصاص بنده هنوز مطالعه نداشتم ولی تا جایی که می دانم در مورد دیه در کشور ما به صورت برابر از بیت المال پرداخت می شود.
یا احکام کنیز یا غلام الان به کلی ساقط است زیرا این کار به صورت عرفی از بین رفته است و فقط در جامعه ای تعریف می شود که در عرف آن کنیز و یا غلام تعریف شود. راستی همان قصه های کنیز برای غلام هم صدق می کند.
عرض اصلی بنده که حقیقتاً هیچ تخصصی در حوزه دین ندارم پاسخ فقهی به شما نیست بلکه نگاه شما را به بنیان خانواده دارای اشکال می دانم. یعنی نگاه پول دادن و خدمت گرفتن.بسیاری از آیات قرآن به زوجین مثل لباس یکدیگر نگاه می کند نه این سبک نگاه متأسفانه سخیف.
تذکر به خانم ترنم :
من نمی دانم کامنت قبلی دوست ما چه بوده ولی شما حذفش کردید. از طرفی در مانیفست بلاگ نوشته بودید توهین ها را حذف می کنید به نظر شما این جمله توهین آمیز نیست :
««اگر «وجه غالب» اسلام را بررسی کنید ضد زن و بلکه ضد بشر است و دفاع مسلمانان محترم بیشتر از ناحیه تعصب در ارتباط با دین منتشره در محدوده جغرافیایی است که در آن سکونت دارند و با آن رشد یافته و بزرگ شده اند.»»
فکر می کنم توهینی آشکار به شعورم شده است.
شاید من درست متوجه نشدم ولی نقد ایشونو کلی می دونم .. (چون خود من هم از اسلام دفاع می کنم و البته نه از مسلمین «)
ببینید من هم معتقدم اصل اسلام بر پایه مهربانی و رحمانی بودنه.. این جا بحث بر سر شخص نیست بر سر عملکرد اکثریت جامعه ست..باید دید چقدر این عملکرد با اصل اسلام برابره و اگه نیست چرا؟
اگه مبنا رو عملکرد جامعه مسلمین قرار بدیم شاید جمله «علی «در حالت کلیش توهین نباشه که هیچ- حقیقت جامعه مسلمین هم باشه..
ضمنا فکر کنم دیه در صورتی برابر است که بیمه بپردازد در حالت عادی همان حکم قبلی است
جناب نادری عزیز!
جواب دادن به شما بحثهای طولانی می طلبد که فکر می کنم از حوصله هردویمان خارج باشد – البته اگر لازم شد انجام می دهیم – ولی نکاتی را حتما لازم می بینم که ذکر کنم:
1- جناب نادری شما خیلی در اشتباهید. نوع بحث کردن شما نشان می دهد که در بحث نظری تجربه کافی ندارید. (این به این معنی نیست که بنده عالم دهر هستم.) بنده گفتم «وجه غالب» اسلام اینطور است و خودم به این نکته هم اشاره کردم که احادیث و آیاتی درباره مهر و محبت بین زوجین وجود دارد که البته بیشتر ناظر به زن است. (ظاهرا کامنت من را با دقت نخوانده اید).
اصلا یکی از فواید نگارش کتبی همین است که می توان تا حد امکان کلمات را دقیق انتخاب کرد تا مقصود گوینده قلب نشود و به درستی رسانده شود. (به بارمعنایی کلمات دقت کنید)
2- یکی از مغالطاتی که معمولا صورت می گیرد این است که افراد وقتی سخنی، کلامی یا مطلبی با علایق و سلایقشان جور در نمی آید سریعا انگ توهین به طرف مقابل می زنند. ما کجا به اسلام توهین کردیم؟! من هنوز هم می گویم ، با صدای رسا هم می گویم ، با دلیل و نه از سر بغض و تا زمانی که خلافش به من اثبات نشود می گویم که چیزی که هم اکنون به عنوان اسلام ارائه می شود در تعارض با حقوق انسان و بالاخص زنان که نیمی از جامعه بشریت هستند می باشد (البته بطور مطلق نمی گویم ، معتقدم وجه غالبش اینطور است) یعنی احکام رحمانی دارد ، احکام بسیار نادرست غیر انسانی هم دارد. حالا اینها کجایش توهین بود؟ ما بالاخره چطور باید روح مطلب را به شما برسانیم که شما ناراحت نشوید و به شما برنخورد. بنده از این به بعد اگر قرار بر بحث شد سعی می کنم از ملایم ترین کلمات برای بیان مقصودم استفاده کنم که مکدر نشوید ولی از من نخواهید انتقادم را به هیچ صورت بیان نکنم. عباراتی مانند «ضد بشر» و «ضد زن» به هیچ عنوان در عرف بحث نظری توهین تلقی نمی شود. علمای اسلامی صد برابر بدتر از این را به مکاتب غربی نسبت میدهند کسی نمی گوید به شعورم برخورد و با منطق و استدلال جواب می گیرند چون در مکاتب غیر دینی چیزی تحت عنوان «تعصب» وجود ندارد.حضرتعالی طوری صحبت می کنید که گویی شما «گنجینه شعور» هستید و ما «منبع همه نا فهمی های عالم». شما(ی نوعی) هر زمان توانستید بدون تعصب ، بدون بر افروختگی ، بدون اینکه رگ گردنتان بیرون بزند و بدون اینکه از سر احساس بخواهید جواب بدهید ، جواب فرد مقابل را بطور مستدل بدهید یقین بدانید موفق خواهید شد و به نتیجه مطلوب خواهید رسید. بنده هم خیلی زمان گذشت تا فهمیدم برای بحث صحیح باید ابتدا احساسم را مهار کنم. برادرانه به شما توصیه می کنم بروید اصول بحث تئوریک را فرا بگیرید و تمرین عملی هم بکنید وگرنه دراین وادی وارد نشوید که برای دو طرف بحث همچون بازی باخت- باخت خواهد بود. در غیر اینصورت برادر من ، این ره که تو می روی به ترکستان است قربان شکل ماهت بروم !
چه مشکلی با سایت های پورن داری؟ به نظر من اون بدبخت بی گناهه
به هر حال بخاطر باورها و اعتقاداتی که دارم به این جور سایت ها سر نمی زنم.. اره از نظر منم زیاد(نمی گم اصلا) گناهکار نیست ولی کی به حرف من و تو اهمیت می ده؟!
سلام. اوه چه بحث داغی…
با این سایتا موافق نیستم چون دیدم که چه کرده با بعضیا…
ولی کلا …ولش کن.
اهای خانوم داری حرفای بودار میزنیا؟
راستی ایمیل من رسید بهت؟
ترنم عزیز سلام
ممنون از اظهار لطفتت
بهشت را به بها میدهتد نه به بهانه
بقول حافظ
می خور ورندی کن وخوش باش ولی
دام تزویر نکن چون دگران قران را
بهشت ودین برای عده ای بهانه است وگرنه خود میدانن چون به خلوت میرسند ان کار دیگر میکنند
سلام..خواهش می کنم ..سلامتی حاصل شد ان شالله؟!
امان از خلوت اهل ریا…
موارد زیر موادی از قوانینی هستند که به قول شما «شدیدا» به مسائل زنان مریوط می شود که آنها را بدون هیچ توضیح دیگری به جز اینکه معتقدم اکثریت قریب به اتفاق آن با «شرایط زمانه مطابقت ندارد» می آورم امید است با توجه به اینکه به مسائل مربوط به حوزه زنان حساسیت دارید حداقل یکبار آنها را بخوانید و تطابقشان با شرایط این روزگار را در ذهنتان بررسی بفرمایید.با تشکر
(ضمنا اگر مایل بودید ، در در هر موردی به این جمع بندی رسیدید که اشکالی متوجه آن نیست اعلام بفرمایید تا در حد وسع ، نقاط ضعف آن را خدمتتان عرض کنم)
………………………………………………………………………
1- ازدواج
سن ازدواج:
ماده 1041قانون مدنی : عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به سن 13 سال تمام شمسی و پسر قبل از رسیدن به سن 15 سال تمام شمسی منوط است به اذن ولی به شرط رعایت مصلحت با تشخیص دادگاه صالح.
اجازه ازدواج برای دختران و زنان
ماده 1043 قانون مدنی: نکاح دختر باکره اگر چه به سن بلوغ رسیده باشد موقوف به اجازه پدر یا جد پدری او است و هرگاه پدر یا جد پدری بدون علت موجه از دادن اجازه مضایقه کند اجازه او ساقط و در این صورت دختر می تواند با معرفی کامل مردی که می خواهد با او ازدواج نماید و شرایط نکاح و مهری که بین آنها قرار داده شده پس از اخذ اجازه دادگاه مدنی خاص به دفتر ازدواج مراجعه و نسبت به ثبت ازدواج اقدام نماید.
ماده1044قانون مدنی: در صورتی که پدر یا جد پدری در محل حاضر نباشند و استیذان از آنها نیز عادتاً غیر ممکن بوده و دختر نیز احتیاج به ازدواح داشته باشد، وی می تواند اقدام به ازدواج نماید.
تبصره: ثبت این ازدواج در دفتر خانه منوط به احراز موارد فوق در دادگاه مدنی خاص می باشد.
ماده 1060 قانون مدني: ازدواج زن ايراني با تبعه خارجه درمواردي هم كه مانع قانوني ندارد موكول به اجازه خصوص از طرف دولت است.
مهریه:
ماده1082: به مجرّد عقد زن مالک مهر می شود و می تواند هر نوع تصرّفی که بخواهد در آن بنماید
ریاست خانواده:
ماده 1105 قانون مدنی: در روابط زوجین ریاست خانواده از خصایص شوهر است.
نفقه:
ماده 1106: در عقد دائم نفقه زن به عقده شوهر است
تمکین:
ماده 1108: هرگاه زن بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت( رابطه جنسی) امتناع کند مستخق نفقه نخواهد بود.
اقامتگاه
ماده1005قانون مدنی: اقامتگاه زن شوهر دار همان اقامتگاه شوهر است معذلک زنی که شوهر او اقامتگاه معمولی ندارد و همچنین زنی که با رضایت شوهر خود و یا با اجازه محکمه مسکن علیحده اختیار کرده می تواند اقامتگاه شخصی علیحده نیز داشته باشد.»
ماده 1114: زن باید در منزلی که شوهر تعیین می کند سکنی نماید(اقامت کند) مگر آکه امکان تعیین منزل به زن داده شده باشد.
اشتغال
ماده 1117 قانون مدنی: شوهر می تواند زن خود را از حرفه یا صنعتی که منافی مصالح خانوادگی یا حیثیات خود یا زن باشد منع کند.
ماده 1114 قانون مدنی:زن باید در منزلی که شوهر تعیین می کند سکنی نماید مگر آنکه اختیار تعیین منزل به زن داده شده باشد.
اجازه خروج از کشور:
بند 3 ماده 18 قانون گذرنامه: موافقت کتبی شوهر در مورد مسافرت…. تا پایان اعتبار گذرنامه معتبر است ماده 12 آیین نامه قانون گذر نامه شوهر در صورت پشیمانی از اجازه خروج همسرش باید کتباً درخواستش را همراه با مدارک مربوط به ازدواج به مسؤلان مربوطه تسلیم کند.
انحلال عقد ازدواج
الف- فسخ نکاح
ماده 1122قانونی مدنی: عیوب زیر در مرد که مانع از ایفای مظیفه زناشویی باشد موجب حق فسخ برای زن خواهد بود:
1- خصاء(اختگی)
2- عنن(ناتوانی جنسی)
3- مقطوع بودن آلت تناسلی
ماده 1123قانونی مدنی: عیوب ذیل در زن موجب فسخ برای مرد خواهد بود:
1- قرن( وجود استخوان در واژن که مانع رابطه جنسی شود)
2- جذام
3- برص(بیماری پیسی)
4- افصا( یکی بودن مجرای اداری و واژن)
5- زمین گیری
6- نابینایی از هر دو چشم
2-طلاق
طلاق مرد:
ماده 1133 قانون مدنی:مرد می تواند با رعایت شرایط مقررات(پرداخت مهریه و اجرت المثل) در این قانون با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق همسرش را بنماید. لازم به ذکر است مرد می تواند با پرداخت مهریه هر موقع دلش خواست بدون نیاز به اثبات تقصیر زن در دادگاه او را طلاق دهد.
طلاق زن :
ماده 1129 قانون مدنی: در صورت استنکاف شوهر از دادن نفقه زن می تواند برای طلاق به حاکم رجوع کند و حاکم شوهر را اجبار به طلاق می نماید همچنین است در صورت عجز شوهر از دادن نفقه.
ماده 1130قانون مدنی: در صورتی که دوام زوجیت موجب عسر و هرج زوجه باشد، وی می تواند به حاکم مراجعه و تقاضای طلاق کند، چنانچه عسر و هرج مذکور در محکمه ثابت شود، دادگاه می تواند زوج را اجبار به طلاق نماید و در صورتی که اجبار میسر نباشد زوجه به اذن حاکم شرع طلاق داده می شود.
تبصره: عسر و هرج موضوع این ماده عبارت است از به وجود آمدن وضعیتی که ادامه زندگی را برای زوجه با مشقت همراه ساخته و تحمل آن مشکل باشد و موارد ذیل در صورت احراز توسط دادگاه صالح از مصادیق عسر و هرج محسوب میگردد.
1- ترک زندگی حانوادگی توسط زوج حداقل به مدت 6 ماه متوالی یا 9 ماه متناوب در مدت یکسال بدون عذر موجه.
2- اعتیاد زوج به یکی از انواع مواد مخدر و یا ابتلا وی به مشروبات الکلی که به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد آورده و امتناع یا عدم امکان الزام وی به ترک آن در مدتی که به تشخیص پزشک برای ترک اعتیاد لازم بوده است.
در صورتی که زوج به تعهد خود عمل ننماید و یا پس از ترک مجددا به مصرف موارد مذکور روی آورد بنا به در خواست زوجه، طلاق انجام خواهد شد.
3- محکومیت قطعی زوج به حبس پنج سال یا بیشتر.
4- ضرب و شتم یا هر گونه سورفتار مستمر زوج که عرفا با توجه به وضعیت زوجه قابل تحمل نباشد.
5- ابتلا زوج به بیماری های صعب العلاج روانی یا ساری یا هر عارضه صعب العلاج دیگری که زندگی مشترک را مختل نماید.
لازم به ذکر است زن باید تمامی موارد بالا را در دادگاه با مدرک یا شهود به اثبات برساند.
3- سرپرستی و حضانت فرزندان
ولایت:
ماده 1180 قانون مدنی: طفل صغیر،تحت ولایت قهری (سرپرستی) پدر و جد پدری خود می باشد و همچنین طفل غیررشید یا مجنون در صورتی که عدم رشد یا جنون او متصل به صفر باشد.
ماده1181قانون مدنی : هر یک از پدر و جدپدری، نسبت به اولاد خود ولایت دارند.
ماده1183قانون مدنی: در کلیه امور مربوط به اموال و حقوق مالی مولی علیه، ولی ، نماینده قانونی او می باشد.
ماده 16 قانون ثبت احوال مصوب 1355: اعلام و امضاء دفتر ثبت كل وقايع (براي صدور شناسنامه) به ترتيب به عهده اشخاص زير خواهد بود:1- پدر 2) جد پدري 3) مادر در صورت غيبت پدر و…
حضانت:
ماده 1169قانون مدنی: برای حضانت و نگهداری طفلی که ابوین او جدا از یکدیگر زندگی می کنند، مادر تا سن هفت سالگی اولویت دارد و پس از آن با پدر است.
تبصره: بعد از هفت سالگی در صورت حدوث اختلاف حضانت طفل با رعایت مصلخت کودک به تشخیص دادگاه می باشد.
ماده 1170قانون مدنی: اگر مادر در مدتی که حضانت طفل با اوست مبتلا به جنون شود یا به دیگری شوهر کند حق حضانت با پدر خواهد بود.
قیمومیت:
ماده 1218قانون مدنی: برای اشخاص زیر قیم تعیین می شود. برای صغار(کودکان نابالع) که ولی خاص(پدر و جد پدری) ندارند.
ماده 1233 قانون مدنی:زن نمی تواند بدون رضایت شوهر خود سمت قیمویت را قبول کند.
4-چندهمسری
ماده1048 قانون مدنی : جمع بین دو خواهر ممنوع است اگر چه به عقد منقطع باشد.
ماده 1049 قانون مدنی: هیچ کس نمی تواند دختر برادر زن یا دختر خنواهر زن خود را بگیرد مگر با اجازه زن خود.
ماده 900 قانون مدنی: فرض( سهم) دو وارث ربع ترکه( یک چهارم ترکه) است:
- زوجه یا زوجه ها در صورت فوت شوهر بدون اولاد.
ماده 901 قانون مدنی: ثمن(یک هشتم)، فریضه زوجه یا زوجه هاست در صورت فوت شوهربا داشتن اولاد.
5. سن مسئولیت کیفری
تبصره1 ماده 1210 قانون مدنی: سن بلوغ در پسر پانزده سال تمام قمری(14 سال و 6 ماه شمسی) و در دختر 9 سال تمام قمری(8 سال و 9 ماه شمسی) ا
ماده 49 قانون مجازات اسلامی:اطفال در صورت ارتکاب جرم مبری از مسئولیت کیفری هستند و تربیت آنان با نظر دادگاه به عهده سرپرست اطفال و عندالقتضا کانون اصلاح و تربیت اطفال می باشد.
تبصره یک: منظور از طفل کسی است که به حد بلوغ شرعی نرسیده باشد.
6- تابعیت
بند 2 ماده 976 قانون مدنی: اشخاص ذیل تبعه ایران محسوب می شوند: کسانی مه پدر آنها ایرانی است اعم از اینکه در ایران یا در خارجه باشند….5- کسانی که در ایران از پدری که تبعه خارج است بوجود آمده و بلافاصله پس از رسیدن به 18 سال تمام لااقل یکسال دیگر در ایران اقامت کرده باشند والا قبول شدن آنها به تابعیت ایران بر طبق مقرر خواهد بود که مطابق قانون برای تحصیل تابعیت ایران مقرر است. 6- هر زن تبعه خارجی که شوهر ایرانی اختیار کند…
ماده 986قانون مدنی : زن غیر ایرانی که در نتیجه ازدواج ایرانی می شود می تواند بعد از طلاق یا فوت شوهر ایرانی به تابعیت اول خود رجوع نماید مشروط بر اینکه وزارت امور خارجه را کتبا مطلع کند، ولی هر زن شوهر مرده که از شوهر سابق خود اولاد دارد نمی تواند مادام که اولا او به سن 18 سال تمام نرسیده باشد از این حق استفاده کند و در هر حال زنی که مطابق این ماده تبعه خارج می شود حق داشتن اموال غیر منقوله را نخواهد داشت مگر در حدودی که این حق به اتباع خارجه داده شده باشد…
تبصره 2 ماده 987: زنهای ایرانی که بر اثر ازدواج تابعیت خارجی را تحصیل می کنند حق داشتن اموال غیر منقول را در صورتی که موجب سلطه اقتصادی خارجی گردد ندارند.
7. دیه
ماده 294 قانون مجازات اسلامي:ديه مالي است كه به سبب جنايت بر نفس يا عضو به مجني عليه يا به ولي يا به اولياء دم او داده مي شود.
ماده 300قانون مجازات اسلامي:ديه قتل زن مسلمان خواه عمدي خواه غير عمدي نصف ديه مرد مسلمان است.
ماده 301قانون مجازات اسلامي:ديه زن و مرد يكسان است تا وقتي كه ديه به ثلث ديه كامل برسد در آن صورت ديه زن نصف ديه مرد است.
بند 6ماده 487قانون مجازات اسلامي: ديه جنين كه روح در آن پيدا شده است اگر پسر باشد ديه كامل و اگر دختر باشد نصف ديه كامل و اگر مشتبه باشد سه ربع ديه كامل خواهد بود.
8.ارث
ماده 899 قانون مدنی: فرض(سهم) سه وراث نصف ترکه است.
شوهر در صورت نبودن اولاد برای متوفی اگرچه از شوهر دیگر باشد
ماده 900 قانون مدنی: فرض( سهم) دو وارث ربع ترکه( یک چهارم ترکه) است:
1- شوهر در صورت فوت زن با داشتن اولاد
2- زوجه یا زوجه ها در صورت فوت شوهر بدون اولاد.
ماده 907 قانون مدنی: اگر متوفی ابوین نداشته و یک یا چند نفر اولاد داشته باشد ترکه به طیق ذیل تقسیم می شود:… اگر اولاد متعدد باشد و بعضی از آنها دختر و بعضی از آنها پسر، پسر دو برابر دختر می برد.
ماده 906قانون مدنی: …. اگر پدر و مادر میت هر دو زنده باشند مادر یک ثلث و پدر دو ثلث می برد.
ماده 949قانون مدنی: در صورت نبودن هیچ وارث دیگر بغیر از زوج یا زوجه، شوهر تمام ترکه زن متوفات خود را می برد لیکن زن فقط نصیب خود را و بقیه ترکه شوهر در حکم مال اشخاص بلاوارث و تابع ماده 866 خواهد بود.
ماده 946: زوج (شوهر) از تمام زوجه ارث می برد لیکن زوجه (زن) از اموال ذیل:
1-از اموال منقول از هر قبیل که باشد.
2-از ابنیه و اشجار
ماده 947قانون مدنی:زوجه از قیمت ابنیه و اشجار ارث می برد و نه از عین آنها و طریقه تقویم آن است که ابنیه و اشجاربا فرض استحقاق بقا در زمین بدون اجرت تقویم می گردد.
9. قوانینی که از قتل های ناموسی حمایت می کند
ماده 220 قانون مجازات اسلامي: پدر يا جد پدري كه فرزند خود را بكشد قصاص نمي شود و به پرداخت ديه قتل به ورثه مقتول و تعزير محكوم خواهد شد.
ماده 630 قانون مجازات اسلامی: هرگاه مردی همسر خود را در حال زنا با مرد اجنبی مشاهده کند و علم به تمکین زن داشته باشد می تواند در همان حال آنان را به قتل برساند و در صورتی که زن مکره باشد ( به اجبار تن به عمل جنسی داده باشد) فقط مرد را می تواند به قتل برساند. حکم ضرب و جرح نیز در این موارد مانند قتل است.
9.شهادت (گواهی دادن)
ماده 495 قانون مجازات اسلامی: دیه مربوط به بینایی در صورت اختلاف بین متخلف و کسی که تخلفی بر او روا شده است، با گواه دو کارشناس مرد یا یک کارشناس زن به این که بینایی از بین رفته و دیگر بر نمی گردد…. ثابت می شود.
ماده 230 قانون آیین دادرسی دادگاه عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1370، در دعاوی مدنی ( حقوقی) تعداد و جنسیت گواه، همچنین ترکیب شاهدان با سوگند به ترتیب ذیل است:
الف) اصل طلاق و اقسام آن و رجوع در طلاق و نیز دعاوی غیر مالی از قبیل مسلمان بودن، بلوغ، جرح تعدیل، عفو از قصاص، وکالت، وصیت یا گواهی: با حضور دو مرد قابل اثبات است. در واقع زنان در این امور نمی توانند شهادت دهند.
ب) دعاوی مالی یا آنچه که مقصود از آن مال است از قبیل دین، ثمن مبیع( خرید و فروش)، معاملات وقف، اجاره، وصیت به نفع مدعی، عصب، جنایات خطایی و شبه عمد که موجب دیه است با گواهی: دو مرد، یا یک مرد و دو زن قابل اثبات است.
ج) دعاوی که اطلاع از آن ها معمولا در اختیار زنان است از قبیل ولادت، رضاع، بکارت و عیوب درونی زنان با گواهی: چهار زن، یا دو مرد، یا یک مرد و دو زن قابل اثبات است.
د) اصل ازدواج با گواهی: دو مرد و یا یک مرد و دو زن قابل اثبات است.
ماده 74 قانون مجازات اسلامی: زنا چه موجب حد جلد باشد و چه موجب حد رجم با شهادت 4مرد عادل يا سه مرد عادل و2 زن عادل ثابت ميشود.
ماده 76قانون مجازات اسلامی : شهادت زنان به تنهايي يا به انضمام شهادت يك مرد عادل زنا را ثابت نمي كند بلكه در مورد شهود مذكور حد قذف طبق احكام قذف جاري مي شود (حد قذف يعني 80 ضربه شلاق در مرد زناني كه به تنهايي يا –به جاي سه مرد –تنها با يك مرد به دادگاه بيايند و در مورد زنا شهادت بدهند صادر مي شود) .
ماده قانون مجازات اسلامی119:شهادت زنان به تنهايي يا به ضميمه مرد لواط را ثابت نمي كند .
ماده 128:راه هاي ثبوت مساحقه (همجنس گرایی زنان) در دادگاه همان راه هاي ثبوت لواط است (يعني با شهادت 4 مرد)
ماده 137قانون مجازات اسلامی:قوادي با شهادت دو مرد عادل ثابت مي شود.
10- دیگر قوانین تبعیض آمیز
سنگسار:
ماده83 قانون مدنی: حد زنا در موارد زیر رجم(سنگسار) است.
- زنای مرد محصن( متاهل) و زنای زن محصنه( متاهل) با مرد بالغ.
پوشش اجباری:
تبصره 638 قانون مجازات اسلامی:زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند به حبس از ده روز تا دو ماه و یا از پنجاه هزار تا پانصد هزار ریال جزای نقدی محکوم خواهند شد.
شرط رییس جمهور بودن در ایران:
اصل 115 قانون اساسی: رییس جمهور از میان رجال مذهبی و سیاسی که واجد شرایط باشند انتخاب گردد…..
مشکل من هم دقیقا نفهمیدن برخی از این قوانین در این هزاره است.. من به این می گویم عدم مطابقت با زمان.. دقت بفرمایید بر سر وزیر شدن یک زن مراجع ما چه بلوایی به پا کردند(که هر طور بسنجید عملی غیر معقولانه بود)
با بسیاری از این قوانین هم مخالفم(اگر تمام مراجع هم بگویند) چون عقل حکم به غیر منطقی بودنشان می دهد.. ریشه این گونه قوانین را متوجه زنانی می دانم که برای احقاق حقشان حاضر به حرکتی نیستند..در واقع به نقش منفعلانه و طفیلیشان خشنودند.. همیشه بر موجود ضعیف بهتر می توان ظلم کرد.. مردان هم (حتا در لباس مراجع) از این خشنودی زنان کمال استفاده به سود خویش را می برند..ولی به این معتقدم که اسلام دست انسان را برای تطابق با زمان خویش باز گذاشته ..عمل نمی کنیم دلیل ناکارامدی اسلام نیست
ممنون که توجه کردید. بنده ضمن احترام به شما و عقایدتان (هرچه که باشد) می گویم اشکال شما و همفکران شما در این است که ابتدا کامل بودن اسلام را اصل می گیرید و سپس هر چیزی را حول محور آن تفسیر می کنید. اسلام ظرفیتی برای تطابق با زمان دارد و این ظرفیت به عقیده بنده به هیچ عنوان نامحدود نیست. این مثل این می ماند که بخواهید از آب کره بگیرید. البته به عقیده بنده این به دلیل این است که وقتی افراد در مملکتی با حکومت ایدئولوژیک اسلامی که حتی اجازه برداشت دیگری از همان دین را به دینداران نمی دهد (یعنی می گوید فقط من اسلام را می فهمم) و در فضای سانسور که شما صدایی جز صدای حاکم را نمی شنوید ، و در عین حال علقه و علاقه خاصی هم به دین والدینتان پیدا کرده اید تصورتان بر آن قرار می گیرد که در همین چهارچوب می توان به بهبود رسید. این درحالی است که اگر دینِ همین حکومت ایدئولوژیک مسیحیت بود ممکن بود به این تصور می رسیدید که همه چیز در مسیح خلاصه شده است. (البته معمولا افراد دین والدینشان را ادامه می دهند)
من دوباره به همان مثال بالا اشاره می کنم. می گوید شما (مردان) محق هستید زنتان را -در شرایطی- کتک بزنید. یعنی رابطه از بالا تعریف شده است. چرا زن حق نداشته باشد مرد خاطی را ادب کند؟ اصلا چرا باید انسانی باید حق کتک زدن انسان دیگری را داشته باشد؟ مگر بارها گفته نشده که قرآن کریم یک کتاب برای همه اعصار و قرون است پس الان هم (همین یک آیه) باید کاربرد داشته باشد. به نظر شما این نوع نگاه با واقعیات جامعه امروزی منطبق است؟ آنوقت شما دلتان به این خوش است که برای ضرب و شتم شما تبصره گذاشته اند! این رابطه از اساس اشتباه است و برپایه مالک و مملوک و رئیس و مرئوس تعریف شده است.
البته من قصد ندارم عقیده و دین شما را تغییر بدهم بلکه قصد من اینست که به این نکات توجه داشته باشیم و قوانین را براساس واقعیات جامعه پی ریزی کنیم نه پایه هایی که با واقعیت امروز جامعه و جهان متفاوت است.
ببینید دوست عزیز مساله من مسلمان بودن نیست بلکه دیندار بودن است.. شدیدا هم معتقدم تمام دین ها برای اصلاح آمده اند و خیر بشری.. مذاهب مختلف را جدا از یکدیگر نمی دانم..دیندار با وضعیت کنونی هم نبوده ام ..به آن رسیدم.. (مسلما دیندار به معنای اخوندی ان نیستم اما خود را ملزم به رعایت اصول می بینم)
در مورد این آیه هم حامد توضیحات کاملی داد که نیاز به تکرار ان نمی بینم گرچه برخورد فیزیکی را (در هر شرایطی) مطابق با این هزاره و شعور به تکامل رسیده بانوان این هزاره نمی دانم..شاید مطابق با عصر جاهلیت بخاطر شرایط خاص زنان(که مستحضر هستید) بوده باشد..
سلام.
اوه …ای ول علی اقا..
یه اطلاعیه جمعبلاگه.دوست داشتی بیا بخون.
سلام
این بحثی که علی آقا کرده شاید ازتباط زیادی با نوشته شما نداشته باشه.
بحث شما فساد اخلاقی اجتماعه ولی ایشون به دلایلی بحث شیرین فمنیسم رو براتون مطرح کرده
اگه مایل به بحث فمنیسم بودید یک ID به ایمیلم بفرستین تا دقیق بحث کنیم.
منتظر ایمیلتون هستم.
موفق باشید
سلام
بحث بنا به دلایلی به این جا کشیده شد.. بعد هم دفاع از حقوق زنان(از نوع برحقش که در این مملکت بر باد رفته)یعنی فمنیسم.. مسلما تفاوتی مابین فمنیسم و حقوق زنان قائلید؟
صد البته
اما اگه نتونیم فمنیسم رو با استدلال رد کنیم به اون دچار خواهیم شد.
البته یه وقت احساس نکنین که روی بحثم با شمایه بلکه همسر یا دختر من در آینده هم جزئی از همین اجتماعه.
منظور من هم این بود که یه بار برای همیشه مرزبندی حقوق زنان با فمنیسم رو دقیقا مشخص کنیم و نظریه حقوق زن رو ارائه بدیم.
با عرض معذرت
جواب کامنتتونو دادم
اگه زحمتی نیست یه سر بزنین
با تشکر
یادش بخیر اون موقعی که ما تو دانشگاه شریف بودیم، سایت دانشکده برق که پاتوق نخبه ترین جوان های این مملکت بود واقعا یکی از جاهای دیدنی دانشگاه بود. اونجا اگه کسی کار علمی و پژوهشی انجام میداد همه چپ چپ نگاهش می کردن! من خودم چند نفر رو می شناختم که با اون استعداد و هوش سرشارشون ده تای این یارو سعید ملک پور را توی جیبشون میذاشتن. اون موقع -هفت هشت سال پیش- کارهایی میکردن و چیزهایی از تو اینترنت در می آوردن که به عقل جن های امروزی هم نمیرسید.
ضمنا بد نیست در این میانه یادی هم بکنیم از فروش میلیاردی فیلم خصوصی زهره و امثال آن که متاسفانه کم نیستند…
ریاکاری درد امروز (و دیروز) جامعه ی ماست که انگار این مشکل توی یک فیدبک مثبت هم افتاده و روزبروز دارد تشدید می شود. چه کنیم که درد ما یکی دوتا نیست. به قول شاعر:
اگر دردم يکي بودي چه بودي… اگر غم اندکي بودي چه بودي…
سلام
ممنون که تشریف آوردید.. در ضمن بی خیالی هم یکی از دردهای ماست..
ضمنا مطالب اخیرت را در وبلاگ جدید خواندم. حوصله نظر دادن در موردشان را ندارم. اصلا بی خیال!
سلام به همه دوستان
لازم دیدم که بنده هم مطالبی را ذکر کنم:
بنده عمیقا و قویا معتقدم که اگر روزی تمام پیامبران و اولیای الهی در یک مکان جمع شوند، با یکدیگر اختلافی نخواهند داشت و اگر ما تفاوت هایی را در کلام آنان (مثلا در زمینه حقوق زنان) میبینیم، به شرایط زمانی و مکانی (و همین طور تحریفاتی که در کلام آنان توسط افراد ذینفع صورت گرفته) مربوط میشود. امکان رخ دادن این قبیل تحریفات در طول تاریخ، مخصوصا با مشاهده وقایعی که در جامعه خودمان میگذرد، و استفاده ابزاری (و رواج گسترده سوئ استفاده از مفاهیم دینی برای استحکام جایگاه برخی افراد ذینفع) به سادگی قابل درک است.
در مورد نگاه اسلام به مسایلی همچون حقوق زنان نیز، تصور من اینست که اسلام روند کلی حرکت را مشخص نموده. مثلا در جامعه ای که زنان نه تنها هیچ سهمی از ارث نداشته (و بلکه بعضا همانند اشیا به ارث می رسیده اند)، اسلام حق دریافت نیمی از ارثیه و دیه را برای زنان تثبیت نمود که حرکتی کاملا در راستای بهبود وضعیت حقوق زنان بود. اما این به این معنا نیست که اسلام در شرایط فعلی (که بخش زیادی از جوامع بشری آمادگی پذیرش ارث مساوی برای مرد و زن رادارند)، باز هم طرفدار نصف بودن حق زنان در ارث و دیه باشد.
برای مثال اگر بزرگان اسلام نکاتی را برای کاهش میزان رواج برده داری و نیز کاهش ظلم به بردگان بیان نموده اند، آن نکات باتوجه به شرایط حاکم بر جوامع در آن زمان، بسیار مترقی و در راستای بهبود شرایط بردگان بوده و روند کلی مورد نظراسلام را مشخص می کزده است. اما بدیهی ست که اگر فردی در شرایط فعلی از برده داری دفاع کرده و آن را به اسلام منصوب کند، چنین دفاعی با توجه یه شرایط حاکم بر کلیه کشورهای دنی(اجماع جهانی در زمینه لغو برده داری)، کاملا مغایر با روند کلی مورد نظراسلام خواهد بود.
تمثیلی جالب در توضیح بیشتر آنچه که در کامنت قبلیم بیان کردم:
در صحرا میوه كم بود . خداوند یكی از پیامبران را فراخواند و گفت : « هر كس در روز تنها می تواند یك میوه بخورد .»
این قانون نسل ها برقرار بود ، و محیط زیست آن منطقه حفظ شد . دانه های میوه بر زمین افتاد و درختان جدید رویید .
مدتی بعد ، آن جا منطقه ی حاصل خیزی شد و حسادت شهر های اطراف را بر انگیخت . اما هنوز هم مردم هر روز فقط یك میوه می خوردند و به دستوری كه پیامبر باستانی به اجدادشان داده بود ، وفادار بودند .
اما علاوه بر آن نمی گذاشتند اهالی شهر ها و روستا های همسایه هم از میوه ها استفاده كنند . این فقط باعث می شد كه میوه ها روی زمین بریزند و بپوسند .
خداوند پیامبر دیگری را فراخواند و گفت :« بگذارید هرچه میوه می خواهند بخورند و میوه ها را با همسایگان خود قسمت كنند .»
پیامبر با پیام تازه به شهر آمد . اما سنگسارش كردند ، چرا كه آن رسم قدیمی ، در جسم و روح مردم ریشه دوانیده بود و نمی شد راحت تغییرش داد …
كم كم جوانان آن منطقه از خود می پرسیدند این رسم بدوی از كجا آ مده . اما نمی شد رسوم بسیار كهن را زیر سؤال برد ، بنابراین تصمیم گرفتند مذهب شان را رها كنند .
بدین ترتیب ، می توانستند هر چه می خواهند ، بخورند و بقیه را به نیازمندان بدهد . تنها كسانی كه خود را قدیس می دانستند ، به آیین قدیمی وفادار ماندند …
اما در حقیقت ، آن ها نمی فهمیدند كه دنیا عوض شده و باید همراه با دنیا تغییر كنند…!
از کتاب: «پدران، فرزندان، نوه ها» (پائولو کوئلیو)
سلام میثم خان.. سال نو مبارک (با تاخیر)
سپاسگزارم .مطالب مورد نظر منو با زبانی شیواتر و بیانی ملموستر نگاشتید.بخصوصو درباب عدم تفاوت ادیان با یکدیگر..
«كسانی كه خود را قدیس می دانستند ، به آیین قدیمی وفادار ماندند…»
.
امروز چطور؟ امروز قدیس ها چه کسانی هستند؟ جایگاه ما در کجاست؟
سلام مجدد
یه مطلب رو یادم رفت بهت بگم سال 72سربازی رو بعنوان افسر وظیفه تو ستاد امربه معروف خدمت میکردم اونجا امار که میگرفتن مثلا میگفتن سال 71تعداد200000تذکر لسانی داشتیم سال 72تعداد300000تا وبه این افزایش افتخار میکردن که چقدر فعال شدند اینقدر نمیفهمیدن که اگر عملکردشون درست بود باید امارشون نصف میشد نه بیشتر
فقط به مضاعف بودن بها می دهند
salam. taranom bebakhshid man farsi sazam moshkel peida karde majbooram injoori benevisam. postam taghir karde. kameltar shode. shaiad khoondane bazi chiza barat jaleb bashe.
ahhhhhhhhhhhhh az finglish neveshtan ham, darim?